اقدام گرایی چیست

ابراهیم اسماعیلی عملگرایی

چگونه از فکر کردن به عمل برسیم؟

بسیاری از ما دقیقاً می‌دانیم چه کاری باید انجام دهیم. می‌دانیم باید ورزش را شروع کنیم، برای یادگیری مهارتی جدید وقت بگذاریم، پروژه نیمه تمام خود را به پایان برسانیم یا تصمیمی را که مدت‌هاست به تعویق انداخته‌ایم، عملی کنیم. حتی ممکن است ساعت‌ها درباره هدفمان مطالعه کنیم، دوره آموزشی ببینیم، برنامه بنویسیم و از دیگران مشورت بگیریم؛ اما وقتی زمان عمل فرا می‌رسد، اتفاق خاصی نمی‌افتد.

روزها می‌گذرند و ما همچنان در مرحله فکر کردن، بررسی کردن و آماده شدن باقی می‌مانیم. گاهی به خودمان می‌گوییم هنوز زمان مناسبی نیست، اطلاعات کافی نداریم یا باید کمی بیشتر صبر کنیم. در ظاهر، همه این دلایل منطقی به نظر می‌رسند؛ اما در بسیاری از مواقع، مسئله اصلی کمبود اطلاعات یا امکانات نیست. چیزی که کم داریم، توانایی تبدیل تصمیم به اقدام است.

اقدام گرایی همان نقطه‌ای است که دانسته‌های ما را به نتیجه تبدیل می‌کند. فاصله میان کسی که فقط هدف دارد و کسی که به هدفش نزدیک می‌شود، معمولاً در میزان هوش، استعداد یا امکانات نیست؛ بلکه در تعداد قدم‌هایی است که واقعاً برداشته می‌شود.

مرحله اول: شما هم مدت‌هاست در حال آماده شدن هستید؟

ممکن است مدت‌ها باشد که تصمیم گرفته‌اید کاری را آغاز کنید. حتی شاید چند بار برای آن برنامه نوشته باشید. یک دفتر جدید خریده‌اید، نرم افزار مناسبی نصب کرده‌اید، درباره روش انجام کار تحقیق کرده‌اید و زمان شروع را نیز مشخص کرده‌اید؛ اما درست در لحظه‌ای که باید اولین قدم را بردارید، کاری دیگر پیش آمده است.

گاهی این تعویق با جمله‌هایی مانند «از شنبه شروع می‌کنم»، «وقتی شرایط بهتر شد انجامش می‌دهم» یا «اول باید اطلاعاتم را کامل کنم» همراه می‌شود. این جمله‌ها به ما احساس موقتی آرامش می‌دهند، زیرا تصور می‌کنیم هنوز هدف را کنار نگذاشته‌ایم و فقط زمان شروع آن را تغییر داده‌ایم. با این حال، تکرار همین تعویق‌های کوچک می‌تواند ماه‌ها و حتی سال‌ها ما را از خواسته‌هایمان دور نگه دارد.

احتمالاً تجربه کرده‌اید که فکر کردن درباره یک کار، گاهی به اندازه انجام دادن آن انرژی می‌گیرد. مسئله بارها در ذهن ما مرور می‌شود، سناریوهای مختلف را بررسی می‌کنیم، نگران نتیجه می‌شویم و در نهایت، بدون اینکه قدمی برداشته باشیم، احساس خستگی می‌کنیم.

در چنین شرایطی ممکن است خودمان را فردی تنبل یا بی‌اراده بدانیم؛ در حالی که همیشه مسئله تنبلی نیست. گاهی ما درگیر کمال گرایی، ترس از اشتباه، نگرانی از قضاوت دیگران یا پیچیده کردن بیش از اندازه مسیر شده‌ایم. اقدام گرایی به ما کمک می‌کند به جای منتظر ماندن برای شرایط ایده آل، حرکت را با امکانات و شرایط فعلی آغاز کنیم.

مرحله دوم: اقدام گرایی دقیقاً به چه معناست؟

اقدام گرایی به معنای انجام دادن کارها بدون فکر و برنامه نیست. یک فرد اقدام گرا قبل از حرکت، هدف خود را بررسی می‌کند و مسیر کلی را می‌شناسد؛ اما اجازه نمی‌دهد فکر کردن و برنامه ریزی جای عمل کردن را بگیرد.

به زبان ساده، اقدام گرایی یعنی پس از رسیدن به حد مناسبی از شناخت، اولین قدم واقعی را برداریم. این قدم ممکن است بسیار کوچک باشد، اما باید قابل مشاهده و قابل اندازه گیری باشد. برای مثال، خواندن مطالب مختلف درباره ورزش کردن هنوز اقدام اصلی محسوب نمی‌شود؛ اما پوشیدن لباس ورزشی و انجام ده دقیقه تمرین، یک اقدام واقعی است. فکر کردن درباره نوشتن کتاب نیز اقدام نیست؛ ولی نوشتن اولین پاراگراف، حرکت محسوب می‌شود.

اقدام گرایی با عجله کردن تفاوت دارد. عجله معمولاً بدون بررسی کافی اتفاق می‌افتد و می‌تواند باعث تصمیم‌های اشتباه شود. در مقابل، اقدام گرایی یعنی بین فکر کردن و عمل کردن تعادل ایجاد کنیم. نه آن قدر سریع حرکت کنیم که پیامدهای تصمیم را نبینیم و نه آن قدر درگیر تحلیل شویم که فرصت عمل را از دست بدهیم.

فرد اقدام گرا لزوماً همیشه با انگیزه نیست. او یاد گرفته است که انجام دادن کارهای مهم را فقط به احساس خوب و انگیزه لحظه‌ای وابسته نکند. چنین فردی ممکن است خسته، نگران یا حتی مردد باشد، اما همچنان می‌تواند یک قدم کوچک بردارد.

در واقع، اقدام گرایی یک ویژگی ثابت و مادرزادی نیست. مهارتی است که با تمرین ساخته می‌شود. هر بار که با وجود تردید، یک کار کوچک را انجام می‌دهیم، ذهن ما یاد می‌گیرد که برای شروع کردن به اطمینان صددرصدی نیاز ندارد.

مرحله سوم: چرا با وجود دانستن، اقدام نمی‌کنیم؟

یکی از مهم‌ترین دلایل اقدام نکردن، ترس از شکست است. وقتی نتیجه یک کار برایمان اهمیت زیادی دارد، ممکن است شروع نکردن را امن‌تر از شکست خوردن بدانیم. تا زمانی که کاری را آغاز نکرده‌ایم، می‌توانیم با خودمان تصور کنیم که اگر شروع کنیم، حتماً موفق خواهیم شد. اما شروع کردن، ما را با نتیجه واقعی روبه‌رو می‌کند.

ترس از موفق نشدن گاهی خود را به شکل تحقیق بیشتر، برنامه ریزی طولانی یا منتظر ماندن برای زمان مناسب نشان می‌دهد. فرد ظاهراً مشغول آماده سازی است، اما در واقع تلاش می‌کند مواجهه با احتمال شکست را به تعویق بیندازد.

دلیل دیگر، کمال گرایی است. فرد کمال گرا معمولاً تصور می‌کند باید از همان ابتدا بهترین عملکرد ممکن را داشته باشد. او می‌خواهد اولین نوشته‌اش عالی، اولین محصولش کامل و اولین تصمیمش بدون خطا باشد. چنین انتظاری باعث می‌شود شروع کردن بسیار سنگین و ترسناک به نظر برسد.

در حالی که تقریباً هیچ کار ارزشمندی از ابتدا کامل نیست. بیشتر مهارت‌ها، محصولات، کسب و کارها و پروژه‌های موفق، در طول مسیر اصلاح شده‌اند. نسخه اول قرار نیست بهترین نسخه باشد؛ وظیفه نسخه اول فقط این است که وجود داشته باشد.

ابهام نیز می‌تواند مانع اقدام شود. وقتی هدفی مانند «می‌خواهم موفق شوم»، «می‌خواهم زندگی بهتری داشته باشم» یا «می‌خواهم کسب و کار خودم را راه اندازی کنم» انتخاب می‌کنیم، ذهن ما نمی‌داند دقیقاً باید چه کاری انجام دهد. هرچه هدف مبهم‌تر باشد، احتمال تعویق بیشتر می‌شود.

گاهی نیز اندازه کار ما را متوقف می‌کند. وقتی تمام مسیر را یکجا می‌بینیم، احساس می‌کنیم با کوهی بزرگ روبه‌رو هستیم. نوشتن یک کتاب، یادگیری یک زبان، راه اندازی کسب و کار یا تغییر سبک زندگی، هرکدام می‌توانند پروژه‌هایی طولانی باشند. اگر تمام این مسیر را به عنوان یک وظیفه واحد ببینیم، شروع کردن دشوار خواهد شد.

در نهایت، بعضی افراد منتظر انگیزه می‌مانند. تصور می‌کنند ابتدا باید اشتیاق، انرژی و اعتماد به نفس کافی ایجاد شود و سپس حرکت کنند. اما در بسیاری از مواقع، انگیزه بعد از اقدام به وجود می‌آید، نه قبل از آن. وقتی قدمی کوچک برمی‌داریم و نشانه‌ای از پیشرفت می‌بینیم، انرژی بیشتری برای ادامه مسیر پیدا می‌کنیم.

مرحله چهارم: چگونه اقدام گراتر شویم؟

1-اولین راهکار این است که هدف را به یک اقدام مشخص تبدیل کنیم. به جای اینکه بگوییم «باید روی کسب و کارم کار کنم»، بهتر است مشخص کنیم امروز دقیقاً چه کاری انجام خواهیم داد. برای مثال، نوشتن معرفی محصول، تماس با یک مشتری، بررسی قیمت رقبا یا ساخت صفحه اولیه سایت، اقدام‌هایی روشن و قابل اجرا هستند.

اقدام باید آن قدر واضح باشد که هنگام شروع، نیازی به تصمیم گیری دوباره نداشته باشیم. اگر پس از دیدن برنامه هنوز از خودمان می‌پرسیم «حالا باید چه کار کنم؟»، یعنی وظیفه به اندازه کافی شفاف نشده است.

2-راهکار دوم، کوچک کردن نقطه شروع است. بسیاری از افراد تصور می‌کنند برای پیشرفت باید از همان ابتدا کار بزرگی انجام دهند؛ در حالی که هدف قدم اول، تمام کردن مسیر نیست. هدف آن فقط خارج کردن ما از حالت سکون است.

اگر نوشتن برایتان دشوار است، با نوشتن صد کلمه شروع کنید. اگر ورزش را به تعویق می‌اندازید، ده دقیقه تمرین کنید. اگر باید اتاق یا محل کار خود را مرتب کنید، فقط یک بخش کوچک را انتخاب کنید. این قدم‌های کوچک شاید در ابتدا کم اهمیت به نظر برسند، اما مقاومت ذهنی را کاهش می‌دهند و احتمال ادامه دادن را افزایش می‌دهند.

3-راهکار سوم، تعیین زمان و مکان انجام کار است. جمله «امروز مطالعه می‌کنم» هنوز مبهم است؛ اما جمله «امروز ساعت هفت عصر، پشت میز کارم، بیست صفحه مطالعه می‌کنم» یک برنامه اجرایی محسوب می‌شود. هرچه شرایط انجام کار مشخص‌تر باشد، احتمال اینکه ذهن آن را به تعویق بیندازد کمتر خواهد شد.

4-راهکار چهارم، محدود کردن زمان تصمیم گیری است. بعضی تصمیم‌ها نیازمند بررسی جدی هستند، اما بسیاری از انتخاب‌های روزانه ارزش ساعت‌ها فکر کردن ندارند. می‌توان برای تصمیم‌های کوچک یک بازه زمانی تعیین کرد. برای مثال، ده دقیقه اطلاعات لازم را بررسی کنیم و سپس یکی از گزینه‌های مناسب را انتخاب کنیم.

5-راهکار پنجم، پذیرفتن اقدام ناقص است. این اصل به ما یادآوری می‌کند کاری که با کیفیت متوسط انجام شده، معمولاً ارزشمندتر از کاری است که قرار بوده بی‌نقص باشد اما هرگز آغاز نشده است. می‌توانیم پس از شروع، نتیجه را بررسی و اصلاح کنیم؛ اما چیزی که هنوز وجود ندارد، قابل بهبود نیست.

6-راهکار ششم، ثبت پیشرفت است. ذهن ما معمولاً کارهای انجام نشده را بهتر از پیشرفت‌های کوچک به خاطر می‌سپارد. نوشتن اقدامات روزانه، علامت زدن روزهای انجام کار یا ثبت مدت زمانی که صرف هدف کرده‌ایم، به ما نشان می‌دهد که حرکت در حال شکل گرفتن است.

7-راهکار هفتم، کاهش اصطکاک شروع است. هر مانعی که میان تصمیم و عمل قرار دارد، می‌تواند احتمال اقدام را کاهش دهد. اگر قصد ورزش دارید، لباس و وسایل خود را از شب قبل آماده کنید. اگر می‌خواهید بنویسید، فایل موردنظر را باز بگذارید. اگر قصد مطالعه دارید، کتاب را در مکانی قابل مشاهده قرار دهید. محیط مناسب باعث می‌شود برای شروع به انرژی ذهنی کمتری نیاز داشته باشیم.

در کنار کاهش موانع، بهتر است عوامل حواس پرتی را نیز محدود کنیم. اعلان‌های تلفن همراه، شبکه‌های اجتماعی، رفت و آمدهای غیرضروری و انجام چند کار به صورت هم زمان، تمرکز ما را کاهش می‌دهند. برای یک بازه کوتاه، فقط یک کار را انتخاب کنید و اجازه ندهید فعالیت‌های دیگر وارد آن زمان شوند.

8-راهکار هشتم، تعریف روز حداقلی است. همیشه روزهایی وجود دارند که انرژی، تمرکز یا زمان کافی نداریم. در چنین روزهایی لازم نیست برنامه را به طور کامل رها کنیم. می‌توانیم حداقل کاری را که برای حفظ پیوستگی لازم است، مشخص کنیم. برای مثال، در روزهای عادی سی دقیقه مطالعه کنیم و در روزهای دشوار فقط پنج دقیقه. این روش باعث می‌شود زنجیره اقدام به طور کامل قطع نشود.

در نهایت باید بپذیریم که وقفه بخشی طبیعی از مسیر است. اقدام گرایی به این معنا نیست که هرگز متوقف نشویم یا همیشه عملکرد یکسانی داشته باشیم. تفاوت اصلی در سرعت بازگشت است. فرد اقدام گرا پس از یک روز ضعیف، یک اشتباه یا یک توقف کوتاه، منتظر شروع ماه یا هفته بعد نمی‌ماند. او تلاش می‌کند در اولین فرصت ممکن به مسیر بازگردد.

مرحله پنجم: حالا دقیقاً چه کاری انجام دهیم؟

پس از خواندن این مقاله، ممکن است احساس کنید نکات زیادی برای اجرا وجود دارد؛ اما لازم نیست همه آن‌ها را هم زمان انجام دهید. همین حالا فقط یک هدف را انتخاب کنید که مدتی است آن را به تعویق انداخته‌اید.

سپس از خودتان بپرسید: کوچک‌ترین اقدام واقعی که می‌توانم در پانزده دقیقه آینده انجام دهم چیست؟

پاسخ شما نباید مطالعه بیشتر، فکر کردن یا طراحی یک برنامه پیچیده باشد. اقدامی را انتخاب کنید که اثری بیرونی ایجاد کند. یک تماس بگیرید، فایل را باز کنید، اولین جمله را بنویسید، وسایل لازم را آماده کنید، زمان جلسه را مشخص کنید یا اولین تمرین را انجام دهید.

ممکن است این قدم کوچک، در مقایسه با هدف نهایی ناچیز به نظر برسد؛ اما هر حرکت بزرگ از نقطه‌ای کوچک آغاز می‌شود. اقدام گرایی زمانی ساخته می‌شود که بارها تصمیم بگیریم به جای منتظر ماندن برای آمادگی کامل، با شرایط فعلی حرکت کنیم.

شما برای شروع کردن به انگیزه همیشگی، اعتماد به نفس کامل یا برنامه‌ای بدون نقص نیاز ندارید. چیزی که نیاز دارید، یک قدم روشن و قابل انجام است. قدمی که امروز برداشته شود، از صدها تصمیمی که اجرای آن‌ها به آینده موکول شده است، ارزش بیشتری دارد.

از تصمیم تا اقدام؛ مسیر خود را همین امروز آغاز کنید

اگر احساس می‌کنید میان دانستن و انجام دادن فاصله افتاده است، کتاب الکترونیکی ما می‌تواند به شما کمک کند تا موانع شروع را بهتر بشناسید، هدف‌های خود را به اقدام‌های کوچک تبدیل کنید و برنامه‌ای عملی برای ادامه مسیر بسازید.

در این کتاب، با تمرین‌ها و راهکارهایی روبه‌رو می‌شوید که به شما کمک می‌کنند از چرخه تعویق، کمال گرایی و آماده شدن‌های بی‌پایان خارج شوید و قدم به قدم، توانایی اقدام کردن را در خود تقویت کنید.

لازم نیست منتظر زمان مناسب بمانید؛ زمان مناسب می‌تواند با اولین اقدام شما ساخته شود.

همین حالا کتاب الکترونیکی «از امروز» را رایگان دانلود کنید و اولین قدم واقعی خود را بردارید.

دانلود رایگان کتاب الکترونیکی( لینک در صفحه اصلی میباشد و به زودی اینجا قرار میگیرد)

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی

فهرست مطالب

0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x